مامی جونم رو مفت داشتم از دست می دادم رو دستم داشت ذره ذره آب میشد ولی خدایا با معجزه ای که کردی همه چیز رو رو روال انداختی . الان یه نیم ساعته که از پیشش اومدم . دیگه اروم ارومم . هنوز تو تخته ولی تا یکی دوهفته دیگه کاملا بر میگرده رو روال .
و اما ماجرای هدی عزیزم که کلی من ازش خصوصی دارم بمونه و اینو بگم که از الهه عزیزم از مریسام عزیزم و از تمام بچه هایی که پگیر قضیه هدی عزیز بودن باید یه معذرت خواهی بزرک بکنم و بگم اونروزایی که به من زنگ میزدین من بیمارستان و در کنار مامیم بودم و اما قضیه هدی رو دیگه خواهشا نپرسین چون گفتنی نیست . شاید یه روزی اصلا اسم پستم رو هدی گذاشتم و تمام قضیه رو اومدم گفتم .
و اما زندگی خودم :
یکم دپرس شدم چرا که الان 15 روزه لای کتاب رو باز نکردم و عذاب وجدان داره میکشتم . راستی شوهری ما تصمیم به نی نی دار شدن گرفته ولی خانم خانه اصلا تمایلی نداره و مرتب به ارشد خودم و همسر جان فکر می کنم که طی یه صحبت کوچولو خیال منو یکم راحت کرده و میگه تو نگران ارشد من نباش و خدایشش آمادگی ذهنیشو ندارم . رفتم کلی اطلاعاتم جمع کردم ها . رفتم کلی آزمایشم دادم و بیا کو آن دل و جراتی که این اقدام خطیر رو به سامان برسونه . الان که فکر می کنم همینطوری مات ومبهوت می مونم که چطوری قدیمی ها اینقدر با این مسئله راحت کنار می اومدن و اونوقت ما حتی در سن 29 سالگی هم اصلا نمیخوایم به این موضوع فکر کنیم . از اون شبی که این موضوع مطرح شده هر شب کابووس می بینم . نمی دونم همسر جونم بعد از خوندن این مطلب چه احساسی نسبت به من پیدا میکنه ولی خوب این حرف دلمه . امروز بهم میگفت یکی از همکارام نصف منم حقوق نمیگیره و متولد 62 !!! هم هست بچشم داره . بهش حق می دم اون حق طبیعیشه ولی واقعا نمی دونم چیکار کنم .میخوام این موضوع رو هم به دست خدا بسپارم تا خودش همینطور که یه همسر فداکار و مهربون نصیبم کرد هر وقت خودش صلاح دید به هم فرزند سالم و صالحی بده و از تمام گفته هام میشه نتیجه گرفت که وقت آزادی من داره کم کم به پایان میرسه دختر اینقدر ماس بازی دراوردی که تمام فرصت هار برا درست خوندن از دست دادی و فقط امسال اگه قبول شدی که شدی اگه نه برای همیشه باید حسرت به دل ادامه تحصیل بمونی
امروز برا همکارم داشتم میگفتم همیشه دوست داشتم که در حال درس خوندن باشم چرا که عاشق درس خوندنم ولی کو اون اراده . شاید از خودم توقع زیادی دارم ولی نه من میتونستم و استفاده نکردم !
برای حسن ختام سه تا عکس از سرکان که یکی از شهرهای تویسرکان همدان هست رو براتون میذارم